close
تبلیغات در اینترنت
گوهر حجاب

درحال بارگذاری ....
سخـن روز
تازه ترین مطالب حریم آسمانی
جایگاه قرار گیری تبلیغات بنری
تبلیغات در حریم آسمانی
نمایش موضوعات



گوهر حجاب

پست شماره 821
گوهر حجاب
موضوعات این مطلب :
دلنوشته
,
شعر و متن ادبی
,


خواهرم قدر بدان
چادرت ارثیه زهرا بود
یادگاری که سر زینب بود
و همه
پدر و هر دو برادر
همه حساس به آن چادر خاکی بودند.

تا علی ضربت خورد
گفت زینب گل بابا
علی و آل علی
به فدای تو و این چادر تو
نگذاری که بیفتد به زمین

تا حسن شد جگرش پاره به جامی از زهر
گفت خواهر
به همان لحظه مادر
که زمین خورد قسم
چادر از دست نده

و گمانم که حسین
وسط معرکه کرب وبلا
یک نگاهش به سوی لشکر دشمن 
و نگاهی دگرش سمت همین چادر زینب بوده
هر نگاهی که به خواهر می کرد
چادرش را می دید
فکر و ذکرش و خیالش
همه می شد راحت

به گمانم وسط آن گودال
نگران حرم و چادر زینب بوده
همه خون ها به فدای تو و آن چادر تو
زینبم تو حواست باشد.

اینک اما امروز
خواهرم
از همان روز نخست
سنبل غیرت ما چادر مشکین تو بود
این همه خون جگر ها
این همه نیزه و سرها
همه رفتند که تو
بشوی چادری و زهرایی

وارث چادر زینب نکند خون به دل مهدی زهرا بکنی,,,

  • 16 / 03 / 1394
  • 612 بازدید
  • masjed3000
  • نظر

برچسب های این مطلب

Post Tags

گوهر حجاب

دلنوشته حجاب

شعر درباره حجاب

متن ادبی درباره حجاب

شعر و متن ادبی حجاب

حجاب

حریم آسمانی

harimeasmani.ir

مطالب مرتبط

Rekated Posts

نظرات این مطلب

Post Comments
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی